تبليغاتX
ترشیدگان بی غم
انجمن حمایت از دختران و (پسران!) ترشیده
Home Email Archive Designer

لينك مطلب | در دبه ریخته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت 2:48 توسط انجمن ترشیدگان |

4 روز قبل از 4 روز پيش يه اتفاق براي ما 4 تا افتاد. ساعت 4 بعد از ظهر بود كه تلفن 4 بار به صدا در اومد. مامان گوشي رو برداشت و به مدت 4 تا 4 دقيقه با يه خانومي صحبت كرد بعد مامان رو به ما 4 تا كردو گفت 4 روز ديگه ساعت 4:4  دقيقه بعدازظهر 4 تا پسر براي شما 4 تا جيگر ميان خواستگاري. ما 4 تا اصلا خوشحال نشديم ها.() با كلي ذوق و شوق رفتيم خيابون بعداز پشت سر گذاشتن 4 تا 4 راه و در چهارمين مغازه 4 تا لباس گلمنگلي جيفنگ پسر كش خريديمبا كلي چونه زدن هر كدوم رو 4 هزار تومان خريديم.

4 روز بعداز4 روز پيش::

4دقيقه مونده به 4:4 دقيقه بعدازظهر 4 تا قند تو دل ما 4 تا آب ميشد

 بالاخره ساعت 4:4 دقيقه شد و زنگ در 4 بار به صدا در اومد و 4تا پسر .... به همراه 4 تا مامان شوهر اونم از نوع خبيثش اومدن تو بعد از گذشتن 4 دقيقه مامان چهاربار صدا زد: چايي رو بيارين، ما 4 تا افتاديم به جون هم كه من چايي رو ميبرم

بالاخره بعد از كنده شدن 4 تار مو از سر ما 4 تا به توافق رسيديم مدير محترمه ي وبلاگ كه بيشتر از همه در آرزوي اين لحظه بود سيني چاي رو ببره آخه اون 4 سال و 4 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 4 دقيقه با اين 4 ثانيه بيشتر از بقيه انتظار كشيده بود خلاصه.... بقيشو نميتونيم براتون تعريف كنيم آخه مگه خبر نداري ما 4 تاييم!

پ. ن:  ما همچنان به انجمن خود و عهدي كه با هم بستيم پايبنديم.

                                                             

                                                  منتظر آپ هاي بعدي ما باشيد.

 

لينك مطلب | در دبه ریخته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت 1:5 توسط انجمن ترشیدگان |

سلام

یه خبر داغ مراقب باشید نسوزید

"بلاخره دستیار دستیار مدیر وبلاگ هم به ترشیدگان پیوست"

بگو چــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟ مگه خبر نداری؟ همه دیگه میدونن ، همه چیز رو که ما چهار تا! نباید بگیم ، خودتم یکم فکر کن......... نه بابا اووووووووووو نه یه چیز دیگه است! یه نمه دیگه فکر کن.... بابا بی خیال خیلی فکر نکن ... ها راستی گفتیم ما چهارتاییم؟!

چرا میزنی میگیم الان دیگه کنکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور تموم شد، هستی جون غمنیکه (غمگینه) اما ما 3تای دیگه خوشحالیم چون هستی هم دیگه از الان ترشیده محسوب میشه ، مشکل همین کنکوره بود که داد، می ترسیدیم یه وقت قبول بشه و از پیش ما بره که اونم با این وضعیت ... آره دیگه... نمیگیم سوتی میشه! البته خودشم تموم تلاششو کرد که قبول نشه!!!! (هر چیزی چهارتاش قشنگه!!!!) نه که خیلی میخوند!!!!

راستی گفتیم ما قصد ازدواج نداریم...

هم اکنون نیازمند دلداری پوست پیازی شماست!

بابا یکی بیاد به این بگه که ترشیده شدن هم عالمی داره ...

بستونه دیگه ترشتون میکنه!!!!

دلداری پوست پیازی یادتون نره

ما داریم میریم، تو هنوز هستی؟ ما رفتیم هـــــــــــــــــــــا فعلا....

منتظر پست های بعدی ما باشید.

 هستــــــــــــی جون

لينك مطلب | در دبه ریخته شده در شنبه 9 تیر1386 ساعت 16:16 توسط انجمن ترشیدگان |

Home | Email | Archive | Designer